به سایت

امیر خداویردی پور

خوش آمدید

              

 

 

 

تحقیقات و مقالات

 

زندگینامه

تحقیقات و مقالات

تحصیل در هندوستان

تماس با من

 
Hit Counter
People have
visited my page!

واژه های مشترک بین زبان فرانسه و فارسی

واژه‌های دارای ریشه فرانسوی که در زبان فارسی معمول شده‌اند و بصورت وامواژه هایی درآمده‌اند، به فراوان یافت می‌شوند. دلیل آن شاید به دوران قاجار برگردد که عمده‌ی روابط ایران و غرب، با فرانسویان بوده‌است. برخی از این کلمات و معادل فرانسوی آن در زیر فهرست شده‌اند:

الف

bullet

ادکلن(eau de cologne)

bullet

اپل (épaule) به معنی شانه

bullet

اپیدمی (épidémie)

bullet

اتیکت (étiquette)

bullet

اشانتیون (échantillon) به معنی نمونه

bullet

اشل (échelle) به معنی نردبان

bullet

اکران (écran)

bullet

اکیپ (équipe)

bullet

املت (omelette)

bullet

اُوٍرت (ouvert) به معنی باز (open).

bullet

اورژانس (urgence)

bullet

اوریون (oreillons) بیماری اوریون یا گوشک که از oreille که به معنی گوش است آمده است.

bullet

ایده (idée)

bullet

آباژور (abat-jour)

bullet

آبسه (abcès) به معنی چرک و ورم چرکی

bullet

آژان (agent)

bullet

آژانس (agence)

bullet

آسانسور (ascenseur)

bullet

آلرژی (allergie)

bullet

آمپول (ampoule)

bullet

آناناس (ananas)

bullet

آنکادر کردن (encadrer)

bullet

آوانتاژ (avantage) به معنی فایده و منفعت است.

bullet

آوانس (avance)

 

 

ب

bullet

باکتری (bactérie)

bullet

بالکن (balcon)

bullet

بانداژ (bandage)

bullet

بلیط (billet) که در زبان فرانسه "بیه" تلفظ می‌شود

bullet

برس (brosse)

bullet

بروشور (brochure)

bullet

بلوز (blouse)

bullet

بن ساله (bon salé) به معنی خوش نمک

bullet

بوروکراسی (bureaucratie) که از ریشه bureau به معنی میز و دفتر کار ایجاد شده است.

bullet

بوفه (buffet)

bullet

بولتن (bulletin)

bullet

بیسکویت (biscuit) به معنی دوبار پخته شده bis به معنی دوباره و cuit به معنی پخته شده است!

bullet

بیگودی (bigoudis)

 

 

پ

bullet

پاپیون (papillon) به معنی پروانه

bullet

پاتیناژ (patinage)

bullet

پاساژ (passage)

bullet

پاندول (pendule)

bullet

پانسمان (pansement)

bullet

پاویون (pavillon)

bullet

پروژه (projet)

bullet

پروسه (process)

bullet

پلاک (plaque)

bullet

پلاکارد (placard) به معنی پوستر و نیز به معنی کابینت است plat به معنی بشقاب یا ظرف مسطح است.

bullet

پماد (pommade)

bullet

پنس (pinces)

bullet

پورتفوی (portefeuille) به معنی کیف اسناد وکیف پول است.

bullet

پونز (punaise)

bullet

پوئن (point) به معنای امتیاز

bullet

پیژامه (pyjama)

bullet

پیست (piste)

 

 

ت

bullet

تابلو (tableau)

bullet

تن (ماهی) (thon)

bullet

توالت (toilette)

bullet

تومور (tumeur)

bullet

تیره یا خط تیره (tiret)

bullet

تیراژ (tirage)

د

bullet

دز (dose)

bullet

دوش (douche) فعل se doucher به معنای دوش گرفتن است

bullet

دیسک (disque)

bullet

دیسکت (disquette)

 

 

 

ر

bullet

رادیاتور (radiateur)

bullet

رژیم (régime)

bullet

رفراندوم (référendum)

bullet

رفوزه (refusé)

bullet

روبان (ruban)

bullet

روب‌دشامبر (robe de chambre) به معنی لباس خانه.

 

 

ژ

bullet

ژامبون (jambon) از واژه jambe به معنی ساق پا گرفته شده است.

bullet

ژانر (genre)

bullet

ژست (geste)

bullet

ژله (gelée)

bullet

ژوپ (jupe) به معنی دامن و minijupe به معنی دامن کوتاه است.

bullet

ژورنال (journal) به معنی روزنامه. jour به معنی روز است.

bullet

ژیله (gilet)

 

 

س

bullet

ساتن (satin)

bullet

سالن (salon)

bullet

سس (sauce)

bullet

سنکوپ (Syncope)

bullet

سوتین - سینه بند (soutien gorge)

bullet

سوژه (sujet)

 

 

ش

bullet

شاپو (chapeau)

bullet

شارلاتان (charlatan)

bullet

شاسی (châssis)

bullet

شال (châle)

bullet

شانس (chance)

bullet

شانتاژ (chantage) ریشه آن فعل chanter به معنی آواز خواندن است

bullet

شوالیه (chevalier) به معنی اسب سوار و Cheval به معنی اسب است

bullet

شوسه (chaussée) به معنی جاده و سواره رو است و chaussure به معنی کفش است.

bullet

شوفاژ (chauffage)

bullet

شوفر (Chauffeur)

bullet

شومینه (cheminée)

 

 

ص

bullet

صابون (savon)

bullet

صندل (sandale)

 

 

ط

bullet

طلق (talc)

 

 

ف

bullet

فابریک (fabrique) به معنی کارخانه

bullet

فلش (flèche)

bullet

فویل (feuille) به معنی ورقه یا برگه.

 

ک

bullet

کاپوت (capot)

bullet

کارتابل (cartable) به معنی کیف مدرسه

bullet

کاسکت (Casquette)

bullet

کافه (café)

bullet

کافه گلاسه (café glacé)

bullet

کامیون (camion)

bullet

کامیونت (camionnette)

bullet

کاناپه (canapé)

bullet

کتلت (côtelette) از واژه côte به معنی دنده بوجود آمده است.

bullet

کراوات (cravate)

bullet

کرست - سینه بند (corset)

bullet

کریدور (corridor)

bullet

کوران (courant) به معنی جریان بیشتر برای جریان هوا به کار می‌رود.

bullet

کورس (course)

bullet

کوسن (coussin) به معنی نازبالش

bullet

کنسرواتور (conservateur) به معنی نگهبان و محافظ است

bullet

کنکور (concours)

bullet

کودتا (Coup d'État)

bullet

کمدی (comédie)

bullet

کنسانتره (concentré)

bullet

کنسرو (conserve)

 

گ

bullet

گاراژ (garage) از فعل garer به معنی نگهداشتن یا پارک کردن گرفته شده است

bullet

گارسون (garçon)

bullet

گیشه (guichet)

 

 

ل

bullet

لژ (loge)

bullet

لوستر (lustre)

bullet

لیسانس (licence)

 

م

bullet

مامان

bullet

مانتو (manteau)

bullet

مانکن (mannequin)

bullet

مایو (maillot)

bullet

مبل (meuble)

bullet

مرسی (merci)

bullet

مزون (maison) به معنی خانه است

bullet

مغازه (magasin) خود در اصل از عربی مخزن.

bullet

موزه (musée)

bullet

موکت (moquette)

bullet

میزانسن (mise en scene)

bullet

میلیارد (milliard)

 

 

ن

bullet

نایلون (nylon)

 

 

و

bullet

وانیل (vanille)

bullet

ویتامین (vitamine)

bullet

ویترین (vitrine)

bullet

ویراژ (virage)

bullet

ویلا (villa)

 

 

اخبار فارسی

اخبار انگلیسی

اخبار ورزشی

فال حافظ شیرازی

دکتر محمد مصدق

دکتر علی شریعتی

صادق هدایت

دانلود موسیقی  فارسی - عربی- ترکی - انگلیسی

استخاره

قبرستان پرلاشز> معروفترین قبرستان دنیا - مدفن صادق هدایت و غلامحسین ساعدی

مکانهای دیدنی ایران وجهان

وب سایت شخصی آیت الله منتظری

وب سایت شخصی آیت الله صانعی

طنزنوشته های ابراهیم نبوی

سینمای ایران

سینمای هندوستان - بالیوود

سینمای آمریکا - هالیوود

مهاجرت به کانادا

دیکشنری قابل دانلود | انگلیسی به بیش از 40 زبان و برعکس